شاید بعد از امشب دیگر او را چنان با غرور نبینم.
کاش بدو نمی گفتم که تقدیر او را نابود کرده
کاش بدو نمی گفتم که شک ها بر طرف نشده
و به جای همه ی اینها او را باز خام می کردم تا باز هم بی دریغ انعکاس زندگی را نشان دهد
و شاید بهتر بود راه حل را می گفتم
دستی بر شانه ام می خورد وقتی بر میگردم صورتی را میبینم محو.... نوک سبابه ی خود را بر بینی می فشارد ...
فاش کردن راز را نمی پذیرد
بی گمان خلصه تنها راه است
رسول
بسم الله الرحمن الرحیم
آتش و دنیا
من را شوق آتش است ...
در آن می سوزم ... می سوزانم، و دنیا می سوزد.
آتش را گر می پرستند در آن غرقه اند ... آنان چون من در آن می سوزند.
آتش است که می سوزاند در دل شب و نور سرخش از مردگان به دنیا می پاشد و زندگی نکبت بارشان را می سازد و می سوزاند ...
دنیا آتش است... و من در آن می سوزم
رامین خاکزاد ..... پسر شب ![]()
همین الان نوشتمش .. ییهویی خودش اوممد دیگه!
۸ و ۲۸ شب ... دو شنبه ۱۶/۱۱/۸۵
بسم الله الرحمن الرحیم
I feel I know you
I don't know how
I don't know why
I see you feel for me
You cried with me
You would die for me
I know I need you
I want you
To be free of all the pain
You have inside
You cannot hide
I know you tried
To be who you couldn't be
You tried to see inside of me
And now i'm leaving you
I don't want to go
Away from you
Please try to understand
Take my hand
Be free of all the pain
You hold inside
You cannot hide
I know you tried
To feel...
این کار یادم نیست از کیه یا خوانندش کیه اما خداییش خیلی حال کردم وقتی شنیدمش، مخصوصا که آهنگ بسیار زیبا و معنی خیلی قشنگی هم داره. به هر صورت گفتم براتون بگذارم تا شما هم (با دقت) بخونیدش و امیدوارم که ازش لذت ببرید اما دوباره تاکید می کنم، لطفا نظر بدید تا مطالب بهتری براتون بگذاریم !
رامین خاکزاد ..... خوش باشید ![]()
